تبلیغات
Taktir Bandرپلرزه وسیه

Taktir Bandرپلرزه وسیه
 

salam b hame

in adre3 jadide mas

 

http://taktir-raplarzeh.rozblog.com/





نوشته شده در تاریخ شنبه 6 اسفند 1390 توسط GUEVARA M.R.KHP

سلام به تمام بینندگان و دوستان گرامی

خوب یدونه از موزیک های آلبوم اول میزارم براتون که ایدوارم خوشتون بیاد

این ترک کامل کامل نیس

این کارو با همکاری سرکار خانم حسنی جمع کردیم که اینجا جا داره تشکره ویژه داشته باشیم

و لیاقت همکاری با ایشان را داشته باشیم.

همه گی چشه مااین.

تکتیر باند رپلرزه.

 

http://www.upload.iran-forum.ir/download66480.html





نوشته شده در تاریخ شنبه 6 اسفند 1390 توسط GUEVARA M.R.KHP

"Rap سبکی از موسیقی با کلام امروزی است که در آن خواننده عبارات و کلمات - موزون - را بصورت ریتمیک به همراه موسیقی ساده ای بیان می کند. یک خواننده رپ ممکن است آنچنان مهارتی در خواندن ریتمیک داشته باشد که حتی بدون نیاز به موسیقی زمینه بتوان احساس اجرای موسیقی را به شنونده منتقل کند."


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 15 بهمن 1390 توسط GUEVARA M.R.KHP



ba salam be hame

khob mikhasam bgam ke khanevade Guevara ham AZ SAHAND QUAZI khosheshon miad

yani DOSESH daran hata khaharsadash yani AQA ATA ke 9maheshe





نوشته شده در تاریخ جمعه 14 بهمن 1390 توسط GUEVARA M.R.KHP
تا حالا شده عاشق بشین؟؟؟


میدونین عشق چه رنگیه؟؟؟

میدونین عشقق چه مزه ای داره؟؟؟

میدونین عشق  چه بویی داره؟؟؟
میدونین عاشق چه شکلیه؟؟؟

میدونین معشوق چه کار میکنه با قلب عاشق؟؟؟

میدونین  قلب عاشق برای چی میزنه؟؟؟

میدونین قلب عاشق برای کی میزنه؟؟؟

میدونین ...؟؟؟

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 بهمن 1390 توسط GUEVARA M.R.KHP
الو ... خونه خدا ؟
الو ... الو... سلام

 کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟

 مگه اونجا خونهء خدا نیست؟

 پس چرا کسی جواب نمیده؟

 یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس . بله با کی کار داری کوچولو ؟

 خدا هست؟ باهاش قرار داشتم ... قول داده امشب جوابمو بده .

 بگو من میشنوم .

 مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...

 هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .

 صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره ؟؟؟؟

فرشته ساکت بود . بعد از مکثی نه چندان طولانی: نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو

دوست نداشته باشه؟



بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض

گفت :
 اصلا اگه نگی خداباهام حرف بزنه گریه میکنما ...

 بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛


 بگو زیبا بگو . هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو ...

 دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد و گفت:

 خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا ...

 چرا ؟ این مخالف تقدیره . چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

 آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟

 نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقیه که بزرگ

شدن و حرف منو نمی فهمن.

 مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم . مگه ما باهم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی

حرفمو باور نمیکنه ؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...

 خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:

 آدم ، محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه... کاش همه

مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت.

 کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهی شان میخواستند . دنیا برای تو کوچک است ...

 بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی ...


 کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخند برلب داشت ، آرام و آسوده ، در آغوش خدا به خواب فرو رفت.



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 بهمن 1390 توسط GUEVARA M.R.KHP

khob in matlab to tamame siata has manam misaram

vaqan seshte

Maqe SAHANDE QUAZI chicar carde

make ba AQA SAHANDE QUAZI HACM TA AKHARESH

AQA SAHAND DOSED DARIM

Taktir Band Raplarzeh



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 بهمن 1390 توسط GUEVARA M.R.KHP
(تعداد کل صفحات:7)      1   2   3   4   5   6   7  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک